دوستان و همشهریان عزیز جهت پربار شدن مطالب وبلاگ و درج جدیدترین مطالب، دلنوشته ها و اشعار و تصاویر میتوانید با ارسال اخبار و مطالب خود از طریق واتس آپ ما را یاری فرمایید. 

09178744475

 

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ و ساعت 1:25 |
با عرض سلام و احترام خدمت شما عزیزان
وبلاگ سعدآباد فرهنگ آماده دریافت انتقادات و نظرات سازنده شما کاربران گرامی می باشد .
لطفا در نظرسنجی وبلاگ شرکت کنید .


باتشکر مدیریت وبلاگ
+ نوشته شده توسط امین اصلانی در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ و ساعت 0:51 |
روز زن اومه دوارتي اي خدايا چب كنم                       باز پيللم همش ره جاي هدايا چب كنم  

اي زنك نشسه اينجو كيف پيليم تو دسش                  يك يكي هاسي ميشماره صد هزارتا چب كنم 

سيش ميگم بيو بشي ايقه نكو رسواگري                  وم ميگو  رسواي زميني تا ثريا چب كنم 

هرچي كه داشت و نداشتم همشه جمع كه و برد       آخه روز زن كجا بي روز مبادا چب كنم 

ميگم كادو خو نه زوره عام نپه قهرت چنه                  چطو اي كمتر طلا بي چاس بي چاس چب كنم  

دو سه روزه خو ندارم و دس اي روز زن                    زنكم خو ول كنا ني پي زور بيجا چب كنم 

راديو خود تلويزون ينگ ري بنگ ميكنن                      هي پيامك ري پيامك سي تبريك زنها چب كنم  

شانس ما خو پاك جورابه هديه اي روز مرد               سي زنل بايد بسوني دسبند و الله چب كنم 

كاشكلا يكي بگفتا روز زن آخر چنه                       همجوري زنك سوارمه پي چو وشلاق چب كنم 

اي خدا تقويم نداري يك ديه ومون بدي                 آخر اي خو نه الده هر روزه دعوا چب كنم 

خم مي فهمم اي شعرم بازم سي خم شر ويموه      اي خدا برسن سي مو طاقت قفا چب كنم

مخمد هادي موصلي(م.ه.م)

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 1:34 |
سلام همشهریان

از دیرباز شهر سعداباد به مهد تمدن و فرهنگ در سطح استان شناخته می شده است . حال سوال اینجاست ایا از ان تمدن و فرهنگ غنی وپر بار اکنون نیز اثری هست یا فقط نامی مانده است در حد لقلقه زبان و بازی با کلمات و ...

بدون تعارف کدامیک از موارد زیر نشان از فرهنگ وتمدن اصیل و کهن سعداباد است.

1: تفرقه و باند بازی شدید در بین خواص شهر و هرکسی به طبل خود کوبیدن

2: درصد بالایی از اشتغال مدیران غیر بومی در سعداباد

3: رقابت تاسف اور و تحقیر کننده بر سر فرمانداری با شهرهایی جدید التاسیسی  که سال تولد شهردارهایشان  به زمان تاسیس شهرداری سعداباد قد نمیدهد.

و دهها مورد دیگر که هر کداممان براحتی میتوانیم برزبان جاریشان کنیم به راستی چه شد ان عظمت و بزرگی چه شد فرهنگ وتمدنی که افتخارمان بود.

راستی عاملش چه شخص یا کسانی بودند که اینک به این وضع گرفتار امد ه ایم. تا حرفی دیگر یا علی

عمار(2)

 

  

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 23:44 |
با سلام خدمت کلیه همشهریان با فرهنگ ومتمدن کهن شهر عزیزمان سعداباد

به امید خدا از امروز به بعد با درج مطالبی سیاسی و فرهنگی از نگاهی جدید پیرامون شهر سعداباد و با نام مستعار عمار در خدمت دوستان وعزیزان خواهم بود ان شاالله این مطالب مفید و راهگشا باشد . یا علی

عمار(1)

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 23:13 |
اي شهر قشنگ و با صفايم         مهد هنر و گنجينه هايم  

اي لايق بوسه و نمازم                  اي باعث شاديهايم سعدآباد

فرهنگ كهنت ز دور هويدا            تاريخ و تمدنت زبان گويا 

علم و هنرت سر زده هرجا          انديشه عالمانه هايم سعدآباد 

بر انگشترم كشورم نگيني          بر تخت شهنشهي نشيني 

مانند و مشابهت كه بيني          اي پايگه رشادت هايم سعدآباد 

هم سبزي و هم رودخونه داري     هم چيتي هم چهلخونه داري 

هم باغ پر از شكوفه داري           اي تمام خاطراتم سعدآباد 

اهل قلمت نهان و پيدا             حاج مهدوي و مراد و شيدا 

صد مجتهد عالم و دانا             اي شهر پر از بيانم سعدآباد 

اسم زر تو ورد زبانم                بوي خوش تو عطر لباسم 

تاريخ تو سرچشمه راهم           اي نام تو پاي هر دعايم سعدآباد 

تو مظهر پاكي و نشاطي         تو جلوه  ي پيروز حياتي 

تو فاتح هر مبارزاتي                اي شهر حماسه هايم سعدآباد 

صد قصه نانوشته داري           صد نكته عارفانه داري 

شعر و غزل و ترانه داري         اي شاعر عاشقانه هايم سعدآباد 

سالهاي دراز تو زنده باشي     سرزنده و پر ز خنده باشي 

پاينده و دور ز فتنه باشي       اي مالك جاودانه هايم سعدآباد  

شعر از محمد هادي موصلي

    

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 10:32 |
سر شوم سفره گپ وا میکنم
چی و قلیون خشی پا میکنم
میزنم هر پکی تا ری لو نی
تشی تو چاله دل بر میکنم
کاشکلا میدی که سی دیدنشم
صب و شو مثل گجیک فر میکنم
چی نگو نیل تا بفهمه سی چیشش
آخرش عمر خومه مر میکنم
                                    شعر ارسالی از:هستی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ و ساعت 1:39 |
سلام میگم به دوستای خوبمون  امیدوارم که شاد باشه روزتون/  

سلام میگم به یاران_باوفا    دعا کردم نرین زیاد_خدا /

سلام میگم به بچه های دومن   همونها که چشم وچراغ_خونن /

سلام میگم به دوستان_صمیمی  خدا کنه ول بکنین تمیمی/

امیدوارم که هفته تون خوب باشه  اول_صبحی کیفتون کوک باشه /

امیدوارم جمله باشین خنده رو   اول هفته خوب باشه خلق وخو/

الهی کینه ای به دل نباشه   تا خنده هاتون ازته_دل باشه/

الهی ساز_زندگی کوک بشه  غصه وغم از همه تون دوربشه/

خدا کنه اونا که مرد_مردن  همیشه باشن وباهم بگردن/

خدا بیامرزه علی باستانی  که جاش همیشه بین_ماهاست خالی /

یادی کنیم از اخلاق ومرامش باحمدی شاد کنیم روح وروانش/

بیاین به رسم_دوستی ورفاقت   فاتحه ای باهم کنیم قراعت/

منتظر_پنجشنبه ها نباشین   هروقت تونستین بهتره باش باشین /

دیشب گلایه داشت ازاین بچه ها  گفت چرا کمترمیکنن یاد_ما/ 

                                                                              شعر از: شهرام موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 0:6 |
از سری رقابتهای کاراته کشور،نونهال سعدآبادی ابوالفضل ابراهیم زاده با کسب مقام سوم در این رقابتها مدال برنز را نصیب خود کرد و افتخاری دیگر را برای این بخش به ارمغان آورد. این افتخار آفرینی بر همشهریان عزیز مبارکباد.

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 17:4 |
باز اومه مخ برون تا پر کنه زنبیل عشق

از صفا و یکدلی از خاسه و کبکاو عشق

باز اومه مخ برون از پی اذون تا دم ظهر 

همه ی راهی کنه تو باغ و تو گاوند عشق

باز اومه مخ برون زنبیلله تر کو بیو

تا که از نو ورکشیم شلوار تا زانوی عشق

باز اومه مخ برون و بانگ ترکتول تو ولات

گوشله کر میکنه از ناله اگزوز عشق

باز اومه مخ برون جلدی بیند بند و بدو

تا که مخ بر پر کنه زنبیله از خرمای عشق

باز اومه مخ برون وغژ غژ بند و طناب

سی همه خشتر بوه تا چهچهه صد مرغ عشق

باز اومه مخ برون و پنگ تکوندن تو سبد

خارک و خرما و دمباز و بور و بنداز عشق

باز اومه مخ برون و مخ برل بنگ میکنن

ماشین ناشتای میایه نون و ته انداز عشق

باز اومه مخ برون و کارگر کار نیمکنه

زیر مخل ول ویموه سی باد وباچیهای عشق

باز اومه مخ برون و کله پی خر میکشیم

تا بیاریم تو فده محصول پر معنای عشق

باز اومه مخ برون و چومیل غرق دشو

باز سرازیره سی کل دوشاب در آسای عشق

باز اومه مخ برون و کارتنل باز چپ و راست

صف کشیده توی خس التمر الممتاز عشق

باز اومه مخ برون و مردمل گیر دعا

شکر ایزد دو برابر واووه رحمت بی همتای عشق

شعر از آقای هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 13:20 |
افسوس بر من و تو و ما،افسوس که از انتخاب همشهریمان به عنوان رییس اداره آموزش و پرورش اینگونه زانوی غم بغل میگیریم و صد افسوس که ایشان را سعدآبادی نمیدانیم.افسوس و صد افسوس که خود رانیز فراموش کرده ایم چه رسد به شهرمان! نمیدانم چرا دیگر شور و نشاطی در شهر فرهنگ و ادب نیست؟ من که میدانم و هر چند کم میدانم،ولی اینرا طومارهایتان فریاد میزنند،اینرا آه و ناله های جوانانی به من میفهماند که با غرض ورزیهای شخصی بعضی کوته فکرها و بخیلان اکنون گوشه ی دیوارند و کنج عزلت گزیده اند و در حال استعمال مواد مخدر.چرا هنگامیکه یک نیروی غیر بومی برای ادارات این شهر معرفی میگردد کسی لب به اعتراض نمیگشاید؟چرا سیلی از پیامهای تبریک و تراکت و بنر راه می افتد در این شهر؟افسوس و صد افسوس که جوانان مستعد و تحصیل کرده این شهر بیکارند و بازنشستگان در ادارات دوباره به کار گمارده میشوند. افسوس که در این شهر همه ی هوش و حواسمان به شورا و شهردار شهر است و بخشدار، روسای دیگر ادارات مصون از هرگونه پرسش و پاسخی.  

با آرزوی بهترینها برای مردم این بخش فراموش شده

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در یکشنبه نهم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 12:46 |
ای "بچیل دومن خشم" که نامتان

باشد جاودانه در ولاتتان

نیست هیچ محله ای مثالتان

در شهر و کشور و در دیارتان

در منش و ورزش و در اخلاق

نرسد هیچ کسی به پایتان

شما وارث نسل برترید

از فرهنگ و علم کهن دیارتان

ازنسل شیخ و سید و خلقی 

از رییس و قاید و از میرزایتان

از شیخ حسین و سی نوری و آخوند

تا مهدوی و موسوی و کا مرادتان

از اکبر کعلی و آمختار و آسین 

تا حاج علی و میرزا و شیخ غلامتان

این همه معلم و دکتر و کارمند

تا مدیر کل و افسر و استادتان

دارید این همه آدم عاقل 

ای خوش به حال و به روزگارتان

بگویم باز از این همه ادیب و بلیغ 

که کم ندارید اندر میانتان

از حاج باقر و آجلال وآم هادی

تا ننه آم صادق طبیبتان

از محقر کدخدا و از بحرینی

تا میش رمضون و قنبر سیاهتان

از کنیزو سی ملکی میش فاطی

که هستند از نیکو زنانتان

از شیخ پولاد و احمد قنبر 

که بوده اند از قدیم کاسبانتان

از شیخ انصاری و حاجی خواج سین

تا تمام جمیع سر پل خیالتان

خلاصه هست ز هر خوبی به این محل

نیکو سرشت و نیکو زبان و نیکو مرامتان

شعر از هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 3:7 |