با عرض سلام و احترام خدمت شما عزیزان
وبلاگ سعدآباد فرهنگ آماده دریافت انتقادات و نظرات سازنده شما کاربران گرامی می باشد .
لطفا در نظرسنجی وبلاگ شرکت کنید .


باتشکر مدیریت وبلاگ
+ نوشته شده توسط امین اصلانی در جمعه چهارم مرداد 1392 و ساعت 0:51 |
از سری رقابتهای کاراته کشور،نونهال سعدآبادی ابوالفضل ابراهیم زاده با کسب مقام سوم در این رقابتها مدال برنز را نصیب خود کرد و افتخاری دیگر را برای این بخش به ارمغان آورد. این افتخار آفرینی بر همشهریان عزیز مبارکباد.

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 و ساعت 17:4 |
باز اومه مخ برون تا پر کنه زنبیل عشق

از صفا و یکدلی از خاسه و کبکاو عشق

باز اومه مخ برون از پی اذون تا دم ظهر 

همه ی راهی کنه تو باغ و تو گاوند عشق

باز اومه مخ برون زنبیلله تر کو بیو

تا که از نو ورکشیم شلوار تا زانوی عشق

باز اومه مخ برون و بانگ ترکتول تو ولات

گوشله کر میکنه از ناله اگزوز عشق

باز اومه مخ برون جلدی بیند بند و بدو

تا که مخ بر پر کنه زنبیله از خرمای عشق

باز اومه مخ برون وغژ غژ بند و طناب

سی همه خشتر بوه تا چهچهه صد مرغ عشق

باز اومه مخ برون و پنگ تکوندن تو سبد

خارک و خرما و دمباز و بور و بنداز عشق

باز اومه مخ برون و مخ برل بنگ میکنن

ماشین ناشتای میایه نون و ته انداز عشق

باز اومه مخ برون و کارگر کار نیمکنه

زیر مخل ول ویموه سی باد وباچیهای عشق

باز اومه مخ برون و کله پی خر میکشیم

تا بیاریم تو فده محصول پر معنای عشق

باز اومه مخ برون و چومیل غرق دشو

باز سرازیره سی کل دوشاب در آسای عشق

باز اومه مخ برون و کارتنل باز چپ و راست

صف کشیده توی خس التمر الممتاز عشق

باز اومه مخ برون و مردمل گیر دعا

شکر ایزد دو برابر واووه رحمت بی همتای عشق

شعر از آقای هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در شنبه پانزدهم شهریور 1393 و ساعت 13:20 |
افسوس بر من و تو و ما،افسوس که از انتخاب همشهریمان به عنوان رییس اداره آموزش و پرورش اینگونه زانوی غم بغل میگیریم و صد افسوس که ایشان را سعدآبادی نمیدانیم.افسوس و صد افسوس که خود رانیز فراموش کرده ایم چه رسد به شهرمان! نمیدانم چرا دیگر شور و نشاطی در شهر فرهنگ و ادب نیست؟ من که میدانم و هر چند کم میدانم،ولی اینرا طومارهایتان فریاد میزنند،اینرا آه و ناله های جوانانی به من میفهماند که با غرض ورزیهای شخصی بعضی کوته فکرها و بخیلان اکنون گوشه ی دیوارند و کنج عزلت گزیده اند و در حال استعمال مواد مخدر.چرا هنگامیکه یک نیروی غیر بومی برای ادارات این شهر معرفی میگردد کسی لب به اعتراض نمیگشاید؟چرا سیلی از پیامهای تبریک و تراکت و بنر راه می افتد در این شهر؟افسوس و صد افسوس که جوانان مستعد و تحصیل کرده این شهر بیکارند و بازنشستگان در ادارات دوباره به کار گمارده میشوند. افسوس که در این شهر همه ی هوش و حواسمان به شورا و شهردار شهر است و بخشدار، روسای دیگر ادارات مصون از هرگونه پرسش و پاسخی.  

با آرزوی بهترینها برای مردم این بخش فراموش شده

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در یکشنبه نهم شهریور 1393 و ساعت 12:46 |
ای "بچیل دومن خشم" که نامتان

باشد جاودانه در ولاتتان

نیست هیچ محله ای مثالتان

در شهر و کشور و در دیارتان

در منش و ورزش و در اخلاق

نرسد هیچ کسی به پایتان

شما وارث نسل برترید

از فرهنگ و علم کهن دیارتان

ازنسل شیخ و سید و خلقی 

از رییس و قاید و از میرزایتان

از شیخ حسین و سی نوری و آخوند

تا مهدوی و موسوی و کا مرادتان

از اکبر کعلی و آمختار و آسین 

تا حاج علی و میرزا و شیخ غلامتان

این همه معلم و دکتر و کارمند

تا مدیر کل و افسر و استادتان

دارید این همه آدم عاقل 

ای خوش به حال و به روزگارتان

بگویم باز از این همه ادیب و بلیغ 

که کم ندارید اندر میانتان

از حاج باقر و آجلال وآم هادی

تا ننه آم صادق طبیبتان

از محقر کدخدا و از بحرینی

تا میش رمضون و قنبر سیاهتان

از کنیزو سی ملکی میش فاطی

که هستند از نیکو زنانتان

از شیخ پولاد و احمد قنبر 

که بوده اند از قدیم کاسبانتان

از شیخ انصاری و حاجی خواج سین

تا تمام جمیع سر پل خیالتان

خلاصه هست ز هر خوبی به این محل

نیکو سرشت و نیکو زبان و نیکو مرامتان

شعر از هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در شنبه هشتم شهریور 1393 و ساعت 3:7 |
رفتم سر روخونه تا وش بگیرم بونه

پی صدای بلند گفتم بیشه د سی چنمونه

ایزاتی سیچه کردی آبرو خته پاک بردی

شرم و حیایم خوردی انگار که ویرونه

نه اوی نه بارونی نه دزی نه کارونی

نه آبشار مارگونی حتما که بیابونه

ای اوت و دره کمتر سنگت و شلی نرم تر

لیر خردته سرتاسر از دست دلم خونه

چقه مویلت خش بی مار مویت که شو تش بی

پی نشبیل و دوم کش بی افسوس که بی نونه

رفتی تو پس افتو پی سرعت و پی اشتو

مانم همه رفتیم خو بی خیال رو خونه

هر چی ترسم گفتم تو دلم خمه کشتم

مو بیدم که د رفتم چی نمونده داغونه

روخونه سرش زیر بی دس و پاش تو زنجیر بی

پی ولاتی درگیر بی انگار که هامونه

پی شرم که سر بالا سیلم که سر اندر پا

گفتا که میگم حالا پی صد آه و نالونه

ای اوی بی و سبزی ای رویی بی و برمی

ای نشاط بی و بزمی مال زمان قارونه

ناتر که جونم گرم بی پی دریا سراسر بی

حرف گپ و گپتر بی نه الان که وارونه

روزی پر موی بیدم شو بند و کشا بیدم

سی همه خدا بیدم بندش که گدامونه

خلاصه منم روزی در زمان پیروزی

شاه بیدم نه در یوزی زندگی که گردونه

کمی پا و پا کردم وجدان صدا کردم

عقلمم ندا کردم فهمیدم که حیرونه

دیدم که چه راس میگو از پریگ و از دیگ و

از تک تک ما میگو کار ما که نادونه

نه شهردار و نه بخشدار نه رییس و فرماندار

نه شورا و سردمدار دارا و ندارونه

هیچکی به فکر رو نی رویی که  توش او نی

اوی که د توش موی نی بیشه ی گرازدونه

تا به کی صدایی نی مسوول و صحابی نی

گوش شنوایی نی روخونه که گزدونه

ای مردم دوراندیش پایلتونه بیلین پیش

از پیلدارو تا درویش ی ولات ی روخونه

ای روخونه عذر میخام چیزی دیه وت نیخام

کار و خر و گا نیخوام،وقتی خر هراسونه

                                                                      شعر از هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در دوشنبه سوم شهریور 1393 و ساعت 10:27 |
ساحل ای تیم همیشه سربلند

نام تاجت را همه بر سر نهند

قصه تو قصه قصه دل بستگیست

هرکه مجذوب تو شد از خود بریست

رنگ تو رنگ نشاط و همدلی است

آبی تو آبی آب و حیات و زندگی است

سوی تو هر کس که آمد بود باد

دشمنانت یک به یک نابود باد

جامها و قهرمانی داشته ای 

راز و رمز پهلوانی داشته ای

در درونت گوهر و زر ساخته ای

بازیکنان نامی و سر ساخته ای

از نوک خط جلو تا دروازه ات

تا هوادار و به روی نیمکتت

یک به یک شیر غضبناک و ژیان

هم برایت سر دهند هم تن و جان

مکتبت باشد مرام و خلق خوب

درس و اخلاق و صفات نیک و خوب

هم شهید در راه کشور داده ای

هم وکیل و هم معلم هم مهندس داده ای

ای که نامت تا همیشه جاودان

ساحل من تا ابد اول بمان

                                           شاعر : هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 و ساعت 8:43 |
همیشه دلم خش بی که سعدباد نومش خش بی

سی سواد و سی فرهنگ از ازل چه سرکش بی

هر جا که میرفتم مو پی غرور و پی مستی

میگفتم ولات مو مثل ماه و مهوش بی

اوسو که نبی فرهنگ اوسو که نبی دفتر

ولی تو دیار مو جا و جاش پر مشق بی

از شاعر و از دکتر از وکیل و از ملا

تا شهردار و تا بخشدار که سی باقی ی حسرت بی

روخونه و باغ داشتیم آبادی و سر سبزی

سفره ها پر روزی منقلل پر تش بی

چه خانشو چه رعیت شخصیت و حد رد بی

هم نوکر و هم آقاش معرفت به سرحد بی

اما چه کنم ایسو نه اسم و نه فرهنگی

نه سواد و نه نومی از دیار مو د نی

هرجا که میرم معتاد یا دزدی ویا هیزی

یا جر و کل کشتیر،دله یکی دیه خش نی

مردم مون و هم دیرن سی هم د نمیمیرن

رندی و رفاقت نی از صدتا یکی مرد نی

شورا و ملت بدتر یا جرن میکنن یا قهر

سی رییس چهارساله نه رحم و نه انصاف نی

کارمندل و همکارل سی هم میزنن  کاری

انگار که هسن دشمن مردونگی اصلا نی

همش چش و هم چشمی همش جر و بدجنسی

نه آسایش و آرامش اصلا دیه نومش نی

تا میگم که سعدباد وم میگن  دزی و یا معتاد

یا هسی تو پاسوری،حتما که سوادی نی

ای بخشدارل و شهردارل فکری بکنین سی شهر

تا از ای د بدترتر تا و مون نگن مرد نی

ای مردم بالاشهر ای ولات پر از شر 

یکدل و یکی واوین که کسی به فکرت نی

کاشکلا که واگردیم تا زمان دیر از غم

سی خمون رها واویم دنیا دیه جی غم نی

                         شعر از هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در یکشنبه هشتم تیر 1393 و ساعت 3:39 |

فردا همزمان با سراسر کشور راهپیمایی 22 بهمن ماه 1392 در شهر سعدآباد برگزار می شود .

مردم ولایتمدار سعدآباد قطعا با حضور پرشور در راهپیمایی 22 بهمن بار دیگر تجدید پیمانی با آرمان‌های امام راحل و شهدای انقلاب خواهند کرد.

از همه اقشار مردمی، مسئولان، دانش‌آموزان، دانشجویان برای حضور پرشور در راهپیمایی فردا دعوت می‌شود.

مسیر راهپیمایی : از میدان شهداء تا میدان انقلاب 

زمان : 9 صبح روز سه شنبه 22/11/1392


+ نوشته شده توسط امین اصلانی در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 و ساعت 19:58 |

کاش در خطبه هایت بعد از توصیه به تقوای الهی سکوتت را میشکستی و خطاب به مسئولین شهر سعدآباد به آنها توصیه میکردی که در جهت ایجاد امنیت و آرامش بیشتر مردم این شهر تلاش بیشتری کنند. کاش به آنها پیشنهاد میدادی که به جای شرکت در جلساتی  که هیچ نتیجه ای برای این بخش ندارد به بررسی مشکلات این شهر و بخش بپردازند تا به اینچنین  وضع اسفباری دچار نمیشدیم. اینروزها با بی مسئولیتی هایمان جوانان این شهر را به جای تشویق به کار و تلاش زمینه را برای منحرف شدنشان فراهم میکنیم.آیا تاکنون از مسئولین انتظامی و امنیتی این شهر آمار سرقتهای چند روز اخیر را جویا شده اید؟ اینروزها با بی مسئولیتی هایمان آرزوهای جوانان و نوجوانانی که جهت کسب در آمد حلال به تلاش  و تکاپو پرداخته اند را بر باد میدهیم و بعد از این  اتفاقات با چند روز مانور در سطح شهر و بدون رسیدن به نتیجه و دستگیری سارقان همه چیز را به فراموشی میسپاریم.

کاش سکوتت در اینروزها شکسته شود.................................... 

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 و ساعت 20:59 |

مدتی هست که شهرم خفته و بیداریش ناممکن است/ در عجب بودم چرا بیدار کردن مشکل است؟

آخر از آنروزها میگفتند و مارا  نسیان این روزها حاصل گشته بود/ من همین امروز این را که شنیدم فکر و ذکرم بس که حیران گشته بود. دوستی آمد و گفتا هان همی دانی چه شد؟ عاقبت استان ما نیز صاحب استاندار گشته بود. زان همی سرگشته و حیران پرسیدم که کیست؟ زان یکی گفتا تو یادت نیست آن دانشسرا در شهر سعد آباد  آباد که اکنون خفته در خواب؟ من همی گفتم چه ربطش بود این حرف گزاف؟ میشود بر من کنی این راز از دانشسرا را برملا؟ گفت این آقای سالاری که گویند امروز شد استاندار ما  درس میخوانده درون شهر ما / بعد این گفتار او در فکر غرق گشتم همی. من همی گفتم که منظورت چه بود از بیان این کلام؟

و امشب دانستم که در چه اندیشه ای بود و من چه رویاها که مدتهاست در سر دارم. او کماکان امیدوار بود و من سرگشته و حیران و در اندیشه نرسیدن به آن چیزهایی که مدتهاست برای رسیدن به آن در تلاشیم. بسیاری از مسئولین استانی و مقامات عالی رتبه کشوری مدتها در این دیار به کسب علم و دانش پرداختند و چه زود همه چیز را به فراموشی سپردند و امروز مردم این دیار در آرزوی رسیدن به آرزوهایشان .

در پایان آرزومندیم که نمایندگان منتخب مردم در شهر و بخش سعدآباد به جای دامن زدن بر اختلافات شخصی به مسائل مهمتر که همان احقاق حق مردم بخش سعدآباد و شهر سعدآباد که بزرگان و شاعران بسیاری در آن پرورش یافته و اکنون نیز با تمام مشکلات پیش رو به تربیت جوانان و آینده سازانی برومند میپردازد بپردازند. به امید اینکه دانشگاهمان همچون سالهای دور در همین شهر کلاسهایش برگزار شود. به امید انکه شهردار شهرمان به زودی و با کمک دیگر شهروندان این شهر را به جایگاه واقعی خود برسانند. با آرزوی اینکه مشکلات اشتغال جوانان این بخش و شهر فرهنگی به زودی زود بر طرف شود وبزرگانی که در استان و کشور عزیزمان هستند همچون گذشته های دور به این شهر و دیار عشق بورزند و وقت بیشتری را جهت احقاق حق مردم این دیار بگذارند. و هزاران هزار آرزوی دیگر ...................

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 و ساعت 20:46 |

اين تعزيه كه به شكل اصيل تعزيه يعني اجراي توام اشعار نسخه ها با لحن مخصوص به هر نقش و حركات نمايشي در ظهر عاشورا در كنار جايگاه سوخت سعدآباد برگزار گرديد كه با استقبال مردم شهر و مناطق همجوار مواجه گرديد.در اين تعزيه اكثر شبيه خوانان براي نخستين بار به اجراي تعزيه ميپرداختند كه اجراي خوب آنان تحسين و رضايت مردم را فراهم آورد.

عوامل اجراي تعزيه :

برگزار كننده : هيئت مذهبي مسجد اميرالمومنين (ع) سعدآباد با همكاري  مسجد امام جعفر صادق(ع)

مدير طرح : محمود شريفي

كارگردان : مسعود پاكسرشت

طراح صحنه و گريم :خداكرم همايون مهر

راوي : امين عليپور

امور هماهنگي : سيد حميد رضوي زاده

امام حسين (ع) : محمود شريفي

حضرت عباس: جابر شعباني

حضرت سجاد: سيد محمد علي موسوي

حضرت علي اكبر : هادي رياستي

حضرت زينب(س):اعظم زيراهي

حضرت قاسم:ابراهيم ابراهيم زاده

حضرت عبداله: علي حاجي زاده

حضرت سكينه: فاطمه جعفرپور

حر : سعيد سعدآبادي

درويش: علي شهنه

عمربن سعد : حبيب عضدي

شمر : مجيد توكليان

حرمله : امير حقيقي

اشقيا : كاظم تقوي

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 و ساعت 20:35 |