دوستان و همشهریان عزیز جهت پربار شدن مطالب وبلاگ و درج جدیدترین مطالب، دلنوشته ها و اشعار و تصاویر میتوانید با ارسال اخبار و مطالب خود از طریق واتس آپ ما را یاری فرمایید. 

09178744475

 

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در پنجشنبه یازدهم دی 1393 و ساعت 1:25 |
با عرض سلام و احترام خدمت شما عزیزان
وبلاگ سعدآباد فرهنگ آماده دریافت انتقادات و نظرات سازنده شما کاربران گرامی می باشد .
لطفا در نظرسنجی وبلاگ شرکت کنید .


باتشکر مدیریت وبلاگ
+ نوشته شده توسط امین اصلانی در جمعه چهارم مرداد 1392 و ساعت 0:51 |
سر شوم سفره گپ وا میکنم
چی و قلیون خشی پا میکنم
میزنم هر پکی تا ری لو نی
تشی تو چاله دل بر میکنم
کاشکلا میدی که سی دیدنشم
صب و شو مثل گجیک فر میکنم
چی نگو نیل تا بفهمه سی چیشش
آخرش عمر خومه مر میکنم
                                    شعر ارسالی از:هستی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در شنبه سیزدهم دی 1393 و ساعت 1:39 |
سلام میگم به دوستای خوبمون  امیدوارم که شاد باشه روزتون/  

سلام میگم به یاران_باوفا    دعا کردم نرین زیاد_خدا /

سلام میگم به بچه های دومن   همونها که چشم وچراغ_خونن /

سلام میگم به دوستان_صمیمی  خدا کنه ول بکنین تمیمی/

امیدوارم که هفته تون خوب باشه  اول_صبحی کیفتون کوک باشه /

امیدوارم جمله باشین خنده رو   اول هفته خوب باشه خلق وخو/

الهی کینه ای به دل نباشه   تا خنده هاتون ازته_دل باشه/

الهی ساز_زندگی کوک بشه  غصه وغم از همه تون دوربشه/

خدا کنه اونا که مرد_مردن  همیشه باشن وباهم بگردن/

خدا بیامرزه علی باستانی  که جاش همیشه بین_ماهاست خالی /

یادی کنیم از اخلاق ومرامش باحمدی شاد کنیم روح وروانش/

بیاین به رسم_دوستی ورفاقت   فاتحه ای باهم کنیم قراعت/

منتظر_پنجشنبه ها نباشین   هروقت تونستین بهتره باش باشین /

دیشب گلایه داشت ازاین بچه ها  گفت چرا کمترمیکنن یاد_ما/ 

                                                                              شعر از: شهرام موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 و ساعت 0:6 |
از سری رقابتهای کاراته کشور،نونهال سعدآبادی ابوالفضل ابراهیم زاده با کسب مقام سوم در این رقابتها مدال برنز را نصیب خود کرد و افتخاری دیگر را برای این بخش به ارمغان آورد. این افتخار آفرینی بر همشهریان عزیز مبارکباد.

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 و ساعت 17:4 |
باز اومه مخ برون تا پر کنه زنبیل عشق

از صفا و یکدلی از خاسه و کبکاو عشق

باز اومه مخ برون از پی اذون تا دم ظهر 

همه ی راهی کنه تو باغ و تو گاوند عشق

باز اومه مخ برون زنبیلله تر کو بیو

تا که از نو ورکشیم شلوار تا زانوی عشق

باز اومه مخ برون و بانگ ترکتول تو ولات

گوشله کر میکنه از ناله اگزوز عشق

باز اومه مخ برون جلدی بیند بند و بدو

تا که مخ بر پر کنه زنبیله از خرمای عشق

باز اومه مخ برون وغژ غژ بند و طناب

سی همه خشتر بوه تا چهچهه صد مرغ عشق

باز اومه مخ برون و پنگ تکوندن تو سبد

خارک و خرما و دمباز و بور و بنداز عشق

باز اومه مخ برون و مخ برل بنگ میکنن

ماشین ناشتای میایه نون و ته انداز عشق

باز اومه مخ برون و کارگر کار نیمکنه

زیر مخل ول ویموه سی باد وباچیهای عشق

باز اومه مخ برون و کله پی خر میکشیم

تا بیاریم تو فده محصول پر معنای عشق

باز اومه مخ برون و چومیل غرق دشو

باز سرازیره سی کل دوشاب در آسای عشق

باز اومه مخ برون و کارتنل باز چپ و راست

صف کشیده توی خس التمر الممتاز عشق

باز اومه مخ برون و مردمل گیر دعا

شکر ایزد دو برابر واووه رحمت بی همتای عشق

شعر از آقای هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در شنبه پانزدهم شهریور 1393 و ساعت 13:20 |
افسوس بر من و تو و ما،افسوس که از انتخاب همشهریمان به عنوان رییس اداره آموزش و پرورش اینگونه زانوی غم بغل میگیریم و صد افسوس که ایشان را سعدآبادی نمیدانیم.افسوس و صد افسوس که خود رانیز فراموش کرده ایم چه رسد به شهرمان! نمیدانم چرا دیگر شور و نشاطی در شهر فرهنگ و ادب نیست؟ من که میدانم و هر چند کم میدانم،ولی اینرا طومارهایتان فریاد میزنند،اینرا آه و ناله های جوانانی به من میفهماند که با غرض ورزیهای شخصی بعضی کوته فکرها و بخیلان اکنون گوشه ی دیوارند و کنج عزلت گزیده اند و در حال استعمال مواد مخدر.چرا هنگامیکه یک نیروی غیر بومی برای ادارات این شهر معرفی میگردد کسی لب به اعتراض نمیگشاید؟چرا سیلی از پیامهای تبریک و تراکت و بنر راه می افتد در این شهر؟افسوس و صد افسوس که جوانان مستعد و تحصیل کرده این شهر بیکارند و بازنشستگان در ادارات دوباره به کار گمارده میشوند. افسوس که در این شهر همه ی هوش و حواسمان به شورا و شهردار شهر است و بخشدار، روسای دیگر ادارات مصون از هرگونه پرسش و پاسخی.  

با آرزوی بهترینها برای مردم این بخش فراموش شده

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در یکشنبه نهم شهریور 1393 و ساعت 12:46 |
ای "بچیل دومن خشم" که نامتان

باشد جاودانه در ولاتتان

نیست هیچ محله ای مثالتان

در شهر و کشور و در دیارتان

در منش و ورزش و در اخلاق

نرسد هیچ کسی به پایتان

شما وارث نسل برترید

از فرهنگ و علم کهن دیارتان

ازنسل شیخ و سید و خلقی 

از رییس و قاید و از میرزایتان

از شیخ حسین و سی نوری و آخوند

تا مهدوی و موسوی و کا مرادتان

از اکبر کعلی و آمختار و آسین 

تا حاج علی و میرزا و شیخ غلامتان

این همه معلم و دکتر و کارمند

تا مدیر کل و افسر و استادتان

دارید این همه آدم عاقل 

ای خوش به حال و به روزگارتان

بگویم باز از این همه ادیب و بلیغ 

که کم ندارید اندر میانتان

از حاج باقر و آجلال وآم هادی

تا ننه آم صادق طبیبتان

از محقر کدخدا و از بحرینی

تا میش رمضون و قنبر سیاهتان

از کنیزو سی ملکی میش فاطی

که هستند از نیکو زنانتان

از شیخ پولاد و احمد قنبر 

که بوده اند از قدیم کاسبانتان

از شیخ انصاری و حاجی خواج سین

تا تمام جمیع سر پل خیالتان

خلاصه هست ز هر خوبی به این محل

نیکو سرشت و نیکو زبان و نیکو مرامتان

شعر از هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در شنبه هشتم شهریور 1393 و ساعت 3:7 |
رفتم سر روخونه تا وش بگیرم بونه

پی صدای بلند گفتم بیشه د سی چنمونه

ایزاتی سیچه کردی آبرو خته پاک بردی

شرم و حیایم خوردی انگار که ویرونه

نه اوی نه بارونی نه دزی نه کارونی

نه آبشار مارگونی حتما که بیابونه

ای اوت و دره کمتر سنگت و شلی نرم تر

لیر خردته سرتاسر از دست دلم خونه

چقه مویلت خش بی مار مویت که شو تش بی

پی نشبیل و دوم کش بی افسوس که بی نونه

رفتی تو پس افتو پی سرعت و پی اشتو

مانم همه رفتیم خو بی خیال رو خونه

هر چی ترسم گفتم تو دلم خمه کشتم

مو بیدم که د رفتم چی نمونده داغونه

روخونه سرش زیر بی دس و پاش تو زنجیر بی

پی ولاتی درگیر بی انگار که هامونه

پی شرم که سر بالا سیلم که سر اندر پا

گفتا که میگم حالا پی صد آه و نالونه

ای اوی بی و سبزی ای رویی بی و برمی

ای نشاط بی و بزمی مال زمان قارونه

ناتر که جونم گرم بی پی دریا سراسر بی

حرف گپ و گپتر بی نه الان که وارونه

روزی پر موی بیدم شو بند و کشا بیدم

سی همه خدا بیدم بندش که گدامونه

خلاصه منم روزی در زمان پیروزی

شاه بیدم نه در یوزی زندگی که گردونه

کمی پا و پا کردم وجدان صدا کردم

عقلمم ندا کردم فهمیدم که حیرونه

دیدم که چه راس میگو از پریگ و از دیگ و

از تک تک ما میگو کار ما که نادونه

نه شهردار و نه بخشدار نه رییس و فرماندار

نه شورا و سردمدار دارا و ندارونه

هیچکی به فکر رو نی رویی که  توش او نی

اوی که د توش موی نی بیشه ی گرازدونه

تا به کی صدایی نی مسوول و صحابی نی

گوش شنوایی نی روخونه که گزدونه

ای مردم دوراندیش پایلتونه بیلین پیش

از پیلدارو تا درویش ی ولات ی روخونه

ای روخونه عذر میخام چیزی دیه وت نیخام

کار و خر و گا نیخوام،وقتی خر هراسونه

                                                                      شعر از هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در دوشنبه سوم شهریور 1393 و ساعت 10:27 |
ساحل ای تیم همیشه سربلند

نام تاجت را همه بر سر نهند

قصه تو قصه قصه دل بستگیست

هرکه مجذوب تو شد از خود بریست

رنگ تو رنگ نشاط و همدلی است

آبی تو آبی آب و حیات و زندگی است

سوی تو هر کس که آمد بود باد

دشمنانت یک به یک نابود باد

جامها و قهرمانی داشته ای 

راز و رمز پهلوانی داشته ای

در درونت گوهر و زر ساخته ای

بازیکنان نامی و سر ساخته ای

از نوک خط جلو تا دروازه ات

تا هوادار و به روی نیمکتت

یک به یک شیر غضبناک و ژیان

هم برایت سر دهند هم تن و جان

مکتبت باشد مرام و خلق خوب

درس و اخلاق و صفات نیک و خوب

هم شهید در راه کشور داده ای

هم وکیل و هم معلم هم مهندس داده ای

ای که نامت تا همیشه جاودان

ساحل من تا ابد اول بمان

                                           شاعر : هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 و ساعت 8:43 |
همیشه دلم خش بی که سعدباد نومش خش بی

سی سواد و سی فرهنگ از ازل چه سرکش بی

هر جا که میرفتم مو پی غرور و پی مستی

میگفتم ولات مو مثل ماه و مهوش بی

اوسو که نبی فرهنگ اوسو که نبی دفتر

ولی تو دیار مو جا و جاش پر مشق بی

از شاعر و از دکتر از وکیل و از ملا

تا شهردار و تا بخشدار که سی باقی ی حسرت بی

روخونه و باغ داشتیم آبادی و سر سبزی

سفره ها پر روزی منقلل پر تش بی

چه خانشو چه رعیت شخصیت و حد رد بی

هم نوکر و هم آقاش معرفت به سرحد بی

اما چه کنم ایسو نه اسم و نه فرهنگی

نه سواد و نه نومی از دیار مو د نی

هرجا که میرم معتاد یا دزدی ویا هیزی

یا جر و کل کشتیر،دله یکی دیه خش نی

مردم مون و هم دیرن سی هم د نمیمیرن

رندی و رفاقت نی از صدتا یکی مرد نی

شورا و ملت بدتر یا جرن میکنن یا قهر

سی رییس چهارساله نه رحم و نه انصاف نی

کارمندل و همکارل سی هم میزنن  کاری

انگار که هسن دشمن مردونگی اصلا نی

همش چش و هم چشمی همش جر و بدجنسی

نه آسایش و آرامش اصلا دیه نومش نی

تا میگم که سعدباد وم میگن  دزی و یا معتاد

یا هسی تو پاسوری،حتما که سوادی نی

ای بخشدارل و شهردارل فکری بکنین سی شهر

تا از ای د بدترتر تا و مون نگن مرد نی

ای مردم بالاشهر ای ولات پر از شر 

یکدل و یکی واوین که کسی به فکرت نی

کاشکلا که واگردیم تا زمان دیر از غم

سی خمون رها واویم دنیا دیه جی غم نی

                         شعر از هادی موصلی

+ نوشته شده توسط سید محمد علی موسوی در یکشنبه هشتم تیر 1393 و ساعت 3:39 |

فردا همزمان با سراسر کشور راهپیمایی 22 بهمن ماه 1392 در شهر سعدآباد برگزار می شود .

مردم ولایتمدار سعدآباد قطعا با حضور پرشور در راهپیمایی 22 بهمن بار دیگر تجدید پیمانی با آرمان‌های امام راحل و شهدای انقلاب خواهند کرد.

از همه اقشار مردمی، مسئولان، دانش‌آموزان، دانشجویان برای حضور پرشور در راهپیمایی فردا دعوت می‌شود.

مسیر راهپیمایی : از میدان شهداء تا میدان انقلاب 

زمان : 9 صبح روز سه شنبه 22/11/1392


+ نوشته شده توسط امین اصلانی در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 و ساعت 19:58 |